|
دست نوشته های کم و بیش روزانه ام
|
۱۲ شب صداي پارس سگ مي آيد
۲ نيمه شب صداي جغد، گاهي هم بلبل
۵ صبح جيك جيك گنجشكها
۶ صبح غارغار كلاغها
۷ صبح سر و صداي مبهم زندگي شهري
اما ديشب يك عامل اخلال گر، اين ريتم را بهم زد.از ۱۲ شب تا ۶ صبح زير پنجره پارس مي كرد و خواب را از چشمانم فراري داد .
من /۶:۳۰ صبح / بالكن منزل / ليواني چاي در دست / افكاري بس مغشوش ...
عامل اخلال گر ظاهر شد.يكي از مضحك ترين چهره هايي كه تا كنون ديده ام.يك سگ قهوه اي رنگ پا كوتاه .با اندامي سوسيسي شكل ،زبان آويزان ،چشمهاي تا به تا و دم كوتاه .يك قلاده چرمي كرم رنگ هم دور گردنش خود نمايي مي كرد .معلوم بود بي صاحب نيست .اما به قول معروف زنجير پاره كرده و گريخته.با ديدنش خنده ام گرفت .از خنده من هيجان زده شد و دمش را مثل برف پاكن ماشين ،بي وقفه و ريتميك ،تكان مي داد و جست و خيز مي كرد.برايش سوتي زدم .شروع كرد يه حركات نمايشي و پشتك وارو .كارمان بالا گرفت ،برايش چندين بوسه هم از راه دور فرستادم همينطور كه مشغول تبادل پيام بوديم ، صداي مهربان و پرسشگر مادرانه مورد خطابم قرار داد :اول صبحي چه مي كني؟
مي خواست بداند علت اين همه ابراز احساسات فرزندش چيست ؟عامل اخلال گر را كه ديد لبخند و تعجبش با هم آميخته شد ...
يك تعامل ساده بين منو جناب هاپو! راستي وجه اشتراكمان چه بود ؟فعال شدن سگ درون من (تعبير ديگري از كودك درون ) ؟ يا چشمان تا به تايش با ابروهايم كه به لطف آرايشگران يكي هشتي شده و ديگري كماني ؟
دقت كرده ايد به اين قبيل ارتباطهاي ساده ؟كودكي در آغوش مادرش ...سري برايش تكان مي دهي برايت ذوق مي كند و لبخند شيريني تحويلت مي دهد .چه بي توقع...
کار ، کار انگلیس هاست !
این جمله را آخرين بار كي شنيده ام؟ آهان ! تکیه کلام معروف دایی جان...دایی جان خودم را نمی گویم.اشاره ایست به همان سریال معروف دايي جان ناپلئون .یک تئوری کلاسیک خاله زنکی معاب به منظور بقای زندگی زناشویی همواره خطاب به مردان ایرانی وجود داشته (جهت جوگير شدن با لحن فيلمهاي قديمي ايراني بخوانيد ):
"اگه می خوای زنت رووش زیاد نشه ، باس همون اول كار دو سه تا بچه بذاری تو دومنش . "
از تلفيق تئوري فوق و تصاوير زير بنده به نتايج جالبي رسيدم : ۱)اين تئوري نسبتا"منسوخ ريشه اي كاملا" انگليسي دارد ۲)تئوري دچار تحريف گشته .يعني مخاطبان اصلي زنان بوده اند نه مردان !و مترجم در برگردان اين تئوري به زبان فارسي ، مغرضانه عمل كرده .شايد هم چندان به زبان انگليسي مسلط نبوده است."
ويكتوريا بكهام " يا همان ويكتوريا آدامز سابق نمونه بارزي است جهت اثبات اين نتايج .اگر اشتباه نكنم يك يا دو سالي از ديويد بكهام بزرگتر است .حفظ زناشويي و باقي ماندن به عنوان همسر فوتباليست معروفي چون بكهام كار چندان ساده اي به نظر نمي رسد .اما ويكتوريا با استفاده از تئوري مذكور براحتي زندگي زناشو يي اش را مديريت نمود .به نه ماه نرسيده اولين كاكل زري را بدنيا آورد و همينطور شير به شير فرزندان بعدي را تدارك ديد ...و به اين ترتيب فرصت زيرآبي رفتن و جدايي را از بكهام گرفت .همه اينها به كنار ، بنا بر گزارشات و تصاوير واصله يك وجب جاي خالي هم روي بدن بكهام باقي نگذاشته .سرتاسر اندام ديويد بكهام منقش است با خالكوبي هاي متعددي از نام ويكتوريا و فرزندانش...






پس ، كار ، كار انگليس هاست ...و نسخه جديد تئوري :
"آبجي ، اگه مي خواي شووهرت رووش زياد نشه ، باس یه كار كني كه همون اول , دو سه تا بچه بذاره تو دومنت"
---------------------------------------
پ.نون۱)چندان جدي نگيريد.اگر عشق و علاقه واقعي و صداقت دو طرفه حاكم باشه، همه اين تئوريها كشكه.
پ.نون۲)پارسال مي خواستم اين مطلب رو بنویسم كه وقت نشد.تصاوير هم مربوط به پارساله .اگه جديدا" تغيير و تحولي رخ داده ،بنده بي خبرم.كم و كاستي هاشو ببخشيد دوستان .بد پوششي ويكتوريا رو هم چشم پوشي كنيد.خارجي هستن ديگه...![]()
چون اينروزها مشغله ام زياد و فرصتم كم شده از طرفي ممكن بود ترواشات مغزي ام بدست فراموشي سپرده شود ، دو مطلب نه چندان مرتبط را يكجا خدمتتان ارايه مي دهم .
نقل قول مستقيم از روزنامه همشهري به تاريخ ۱۰/۲/۸۷
"گروه اجتماعی : وزير رفاه كه شاخص جهاني به نام خط فقر را باور ندارد و خط بقا را به جاي آن پيشنهاد مي كند ،با وجود تصويب دولت ،رسما" از اعلام خط فقر سر باز مي زند و در آخرين اظهار نظر خود گفته خط فقر را بصورت رسمي و عمومي اعلام نخواهد كرد و چنين آمار و ارقامي را تنها در اختيار مسئولان قرار خواهد داد.چنين به نظر ميرسد كه وزير محترم ، مردم را شايسته اطلاع از وضعيت زندگي خود نمي داند ، چرا كه با وجود صراحت مصوبه دولت كه وزارت رفاه را موظف به اعلام خط فقر مي كند ، او همچنان اصرار مي ورزد كه قانون به من نگفته خط فقر را به مردم اعلام كنم. "
از قديمي تر ها بارها شنيده ايم كه مي توان شكم را با لقمه اي نان و پنير يا حتي همان نان خالي سير كرد .خدا همه رفتگان را بيامرزد . نيستيد كه ببينيد همچين توصيه اي ديگر كاربردي ندارد.حرف نان و پنير را نزنيد .پنير هم بسي ترقي كرده !!! قيمت نان هم به سير صعودي اش ادامه مي دهد.من خوش خيال پارسال ، بعد از نمي دانم چند سال گذارم افتاد به نانوايي .مي گويم بعد از چند سال چون خريد نان در حيطه ام نيست (نيست نون در آوردن كار مرداست و ما هم ضعيفه ايم )در ازاي دو عدد نان بربري يك اسكناس دويست توماني دادم به آقاي شاطر .و منتظر بودم حد اقل يك صد توماني به عنوان بقيه پول پس بگيرم ! اما جناب شاطر متذكر شد كه بقيه اي در كار نيست و قيمت هر عدد نان بربري ۱۰۰ تومان است.چه پر توقع ! نه ؟در اراي دويست تومان انتظار داشتم جميله خانم هم بيايد برايم عربي برقصد !!!!! بر اين اساس مي بينيم كه همان يك لقمه نان معروف هم خيلي وقت است به امثال و حكم پيوسته.راستي ، برنامه سازي صدا و سيما واقعا" جاي تقدير و تشكر دارد .از يك سو برنامه آشپزي پخش مي كند و دستور پخت غذا يي لذيذ يا يك كيلو راسته گوساله را مي دهد.سي دقيفه بعدش هم مهمان ويژه برنامه از مضرات گوشت قرمز مي گويد و سويا را پيشنهاد مي كند .خوبه ديگه اينجوري نه سيخ مي سوزه نه كباب .با اين نوع برنامه سازي فاصله فجيغ طبقاتي هم رعايت مي شود !
---------------------------
تا بحال می پنداشتم بچه مثبتی هستم که در مواقع تنش زا ي زندگی (تنش های قابل تحمل اش) بجای سیگار دود کردن و نوشیدن...و عرض ارادت به روح شادروان زكرياي رازی (کاشف الکل) خودم را با خوردن مقادیر قابل توجهي کاکائو ، شکلات و آبنبات تسکین می دهم ! اگر شما هم چنين عادتي داريد (شكلات خوريد )سريعا" يك جايگزين مناسب برايش انتخاب كنيد.دو روز پيش هنگام خوردن صبحانه احساس كردم بك تكه ريز كريستال مانند در دهانم قل مي خورد و آن چيزي نبود جز ء تكه اي از يك دندان بيچاره ام كه بر اثز افراط در مصرف شكلات دچار پوسيدگي شده بود ...البته به عصر نرسيده دندان آسيب ديده ترميم شد.شكر خدا به عصب هم نرسيده بود .اما جناب دندان پزشك مجددا" مرا از خوردن شكلات بر حذر داشتند.ظاهرا" پوسيدگي دندان به دفعات مسواك زدن ارتباطي ندارد و از بيماري ديابت هم موذي تر است. چرا كه بدليل ارتودنسی روزانه به دفعات مسواك ميزنم.رقمي نزديك به شونصد بار !!!
راستي شما در مواقع نسبتا" استرس زا چه مي كنيد يا بهتر بگويم چه مي خوريد؟فقط حرص و جوش ؟
-------------------------
پ. نون ۱: جایگزین گوشت ؟حتما" سویا دیگه !!!!
پ. نون ۲ :

( جایگزین شکلات )
((آنکه آسمانها و زمین و آنچه بین آنهاست در شش روز آفرید و سپس مستوی شد بر عرش )).
(( و در روز هفتم خدا از همه کارها که خود ساخته بود فارغ شد و در روز هفتم از همه کار که خود ساخته بود آرامی گرفت.پس خدا روز هفتم را مبارک خواند و آنرا تقدیس نمود زیرا د ر آن آرام گرفت از همه کار خود که خدا آفرید و ساخت ))
بر گرفته از كتاب هفت رمز فروهر .
---------------------------------
تولد همه کسانی که چنین روزی بدنیا آمدند مبارک ![]()
سالها پیش در چنین روزی متولد شدم .بر اساس روایات به فاصله چهل روز قبلش و یک هفته بعدش دو پسر کاکل زری (پسر عمه و پسر خاله ام )به خاندانما ن اضافه شدند.البته در کاکل زری بودنشان بسی اغماض کرده اند . چون شواهد و تصاویر موچود حکایت ار کچل بودن دو نوزاد مذکور دارد .از خوب حادثه نوزاد کچلی نبودم و موهای فراوان و مشکی ام موجب شگفتی بد خواهانم شده ! اما از بد حادثه ابتلا به بیماری زردی شایع بین نوزادان آنهم از نوع شدیدش موجب زشت و رنجور ی ام شده و راه را برای فخر فروشی و درشت گویی بیش از پیش مادران دو نوزاد فوق ذکر باز نموده .متاسفانه تا آن زمان تفکرات سنتی پیرامون ارجحیت فرزند پسر بر دختر طبق همان شعار معروف و مسخره ء "پسر پسر قند عسل " در فامیلمان مرسوم بوده .البته والدین عزیز و فرهیخته ام از این امر مستثتی بوده اند .در نهایت بعد از چهل روز و چهل شب تمامی علائم بیماری از اینجانب رخت بر بست و تبدیل شدم به یک نوزاد تپل مپل و ناز و خوشگل و اینا ...
نتیجه اخلاقی : در کار خدا فضولی نکنیم .در راستای همون تفکرات نادرست سنتی به قصد پسر دار شدن انقدر میزان موالید را بالا نبریم و بخاطر داشته هامون شکر گزار باشیم.
---------------------------------
پ نون .متن مربوط به تقدس عدد هفت رو به پاي خود ستايي ام نگذاريد.هميشه برام سوال بود چرا ميگن عدد هفت مقدسه و سيزده نحسه .دومي رو هنوز نمي دونم !