|
دست نوشته های کم و بیش روزانه ام
|



در دو پست قبل تر(ـبنفشه ها )،یک سوتی در حد تیم ملی وجود داره که ظاهرا" جزء خودم هیچکی متوجه نشده !حالا من حواس ام جای دیگه ست ،شما حواستون کجاست ؟ وقتی قالب رو عوض کردم کل چیدمان مطالب و عکسها بهم خورد و مجبور شدم دوباره عکسها رو آپلود کنم و چون نصفه شب بود و منهم خیلی خوابآلووو بودم ،یک عکس رو تکراری گذاشتم و دیشب فهمیدم .اصلاحش نمی کنم فقط یه عکس دیگه اضافه می کنم !
*************
جا داره که از همین تریبون از صنف محترم آرایشگاههای زنانه تشکر کنم که بالاخره شبه عیدی یه وقت هم به ما دادن و کلی رنگمان باز شد و دایم میرویم جلوی آینه و َبه َبه و َچه َچه به خودمون میگیم .
*************
آخره سالی بر اساس تجربه یک توصیه دارم برای عزیزان دم بخت .البته برای سیزده بدر کاربرد داره .پارسال سیزده بدر تمام شد و علیرغم همه ی تلاشها من نتونستم سبزه گره بزنم ! یعنی نه اینکه نخوام ،ماشالا ء هر جا می رفتم یا سیزه ها رو گره زده بودن ،یا سبزه اش کچل بود ،یا اینکه در معیت خانواده و دوستان بودیم و من خیلی دلم میخواست ِسری باشه .خلاصه نشد .دیشب پریشب ها داشتم امسال رو از همه ی ابعاد و البته این بُعد خاص جمع بندی می کردم و پس از انجام محاسبات به این نتیجه رسیدم که هر چند به توافق و سر انجام خاصی نرسیدم و نرسیدند ولی نه تنها بد نبوده ،بلکه در مقایسه با سالهای قبل خیلی هم بهتر بوده .پس از من به شما نصیحت ،سبزه و شاخه ی درخت و امثالهم گره نزنید که بیشتر جواب میده !!!!(به جون ِ گیگیلی)
*************
پست قبلی رو هم اگر نخوندید ،بخونید .از بنده گفتن بود !بعدا" نگید نگفتی ها !
*************
امسال شدیدا" دلم میخواد چهارشنبه سوری آتیش بسوزونم ولی تا این ساعت که هیچ برنامه ی خاصی نداریم.
*************
ایضا" می خوام یه جای ماهی قرمز یه ماهی سیاه ِ کوچولوی چشم قلمبه بگیرم !
*************
امروز سری هم زدم به اون بانکی که فروردین ماه گذشته رفته بودم. هر لحظه منتظر بودم بازم لای در گیر کنم و باقی ماجرا ولی خدا رو شکر ختم به خیر شد .مثل اینکه اخیرا" شهرداری پی برده که اونجا خیابونه نه جاده ی مال رو .هم ماشین رد میشه هم عابر پیاده .واسه همین هم خط کشی عابر پیاده ،علائم راهنمایی و چند تا سرعت گیر گذاشته بودند
*************
َچشم ... اینهم قالب روشن برای دوستانی که نسبت به قالب مشکی معترض بودند .بنده اصلا" راضی نیستم چشمهاتون آسیب ببینه .اصرار برای انتخاب رنگ مشکی هم بیشتر به این دلیل بود که عکس در زمینه ی مشکی جلوه ی بیشتری داره .البته جزء رنگهایی هم هست که دوست دارم.
*************
پیشاپیش سال ۸۸ رو تبریک میگم و از صمیم قلب براتون آرزوی بهترینها رو دارم .
معمولا" کلاسهایی که در ساعات پایانی روز تشکیل میشن ،دیگه آخرش نه استاد توان حرف زدن داره و نه دانشجو کشش درست و حسابی .جمعا" ۶ نفر بودیم .ازساعت ۴ تا ۷:۱۵ بعد از ظهر(بدون وقفه) "فن راهنمایی" داشتیم .درس جذابیه .در مورد تور گردانی و لیدری هست.استادمون هم کاملا" مسلطه و با تجربه. اما بنده ی خدا آخرش رفت توو باقالی
بحث در مورد خصوصیات یک لیدر موفق بود و استاد میگفتن که :
"باید خلاقیت داشته باشید و این نکته ی مهم رو فراموش نکنید که در سفر مسئولیت حفظ امنیت و سلامت مسافران با شماست . به عنوان مثال : اگه قراره بروید شمال اما بهر دلیلی در آخرین ساعات قبل از سفر با خبر شدید که شمال الان خطرناکه ،بدون اینکه مسافرها متوجه بشن ،برنامه رو تغییر بدید و بروید به سمت قزوین که شهر امنیه و کاملا" امنیت برقراره "!!!!
یهو اینجور شدم
و بعد اینجوری ![]()
سریع دستمال کاغذی رو که توو دستم بود گرفتم جلوی بینیم و با خنده ای که به زور سعی میکردم مهار و پنهانش کنم ُیه نگاه کردم به اطرافم دیدم "ثنا" سرش رو گذاشته رو دسته صندلی رو به من ، چشمهاشو بسته و نیشش تا بنا گوش بازه، انقدری که زبون کوچیک اش هم معلومه ،"الیکا " رفته زیر صندلی و تکون تکون میخوره ،"میترا " و "مونیکا " از خنده بنفش شدن دارن لبشون رو گاز میگیرن که مثلا" نخندن !"شهرزاد" که گوله شده بود !همینکه نگاهمون افتاد بهم دیگه کلاس از صدای خنده هامون منفجر شد ... و جناب استاد تازه فهمید که چی گفته و چه دانشجوهای بی ادبی داره
با نیش باز و لپهای گل انداخته بر گشت بطرف تخته ![]()
***************
اینجانب معمولا" اینگونه مطالب رو نمی نویسم !شما هم نشنیده بگیرید .بگذارید بحساب جوانی ![]()
![]()
![]()
زرد و نیلی بنفش
سبز و آبی و کبود !
با بنفشه ها نشسته ام ،
سالهای سال ،
صبح های زود .
در کنار چشمه ی سحر
سر نهاده روی شانه های یکدگر،
گیسوان خیس شان به دست باد ،
چهره ها نهفته درپناه سایه های شرم ،
رنگها شکفته در زلال عطرهای گرم ،
می ترواد از سکوت دلپذیرشان ،
بهترین ترانه ،بهترین سرود !
مخمل نگاه این بنفشه ها ،
می برد مرا سبک تر از نسیم،
از بنفشه زار باغچه ،تا بنفشه زار چشم تو
که رُسته در کنار هم
زرد و نیلی و بنفش
سبز و آبی و کبود .
با همان سکوت شرمگین ،
با همان ترانه ها و عطرها ،
بهترین هر چه بود و هست ،
بهترین هر چه هست و بود !
در بنفشه زار چشم تو
من ز بهترین بهشت ها گذشته ام،
من به بهترین بهارها رسیده ام .
"فریدون مشیری "
******************* "
پی نوشت:صبح که داشتم خوابآلو خوابآلو (خواب آلود ) میرفتم کلاس ،سر راهم این بنفشه ها رو دیدم .هم یخیدم و هم دیر رسیدم !
بعد نوشت :الان یادم اومد که بگم ،در آینده ای که سعی میکنم خیلی دور نباشه در اینجا تغییرات
اساسی روی خواهد داد ! در جهت راحتی بیشتر خودم و خودتون !
يه مدت که همه رو برق ميگرفت ،ما رو چراغ نفتي .ولي حالا فقط برق ميگيره !
نميدونم اين همه انرژي الکتريسيته ساکن بدنم،داره از کدوم منبع کائنات تغذيه ميشه که تمامي هم نداره.چند روزيه طرف هر شخصي/چيزي که ميرم ،برق هم منو ميگيره هم طرف مقابل رو .امشب ديگه به اوج اش رسيد ،بمحض اينکه دستم رو گذاشتم روي موس "جيززززز" !!!شدت اش به حدي بود که برق کامپيوتر قطع شد و دستم تا چند دقيقه خوابرفتگي داشت !!!
پي نوشت یک:هرچقدر از تعطيلاتِ کِشدار ِ هفته گذشته بهره مند شدم ،اين هفته از تعطيلات خبري نيست.نه پنجشنبه و نه جمعه !
پي نوشت دو:لحظه تحویل سال نوایرانی٬ ساعت ۱۵ و ۰۳ دقیقه و ۵۸ ثانیه آدینهروز٬ سیام اسفندماه ۱۳۸۷ برابر با ۲۲ ربیعالاول ۱۴۳۰ هجری قمری و ۲۰ مارس ۲۰۰۹ میلادی .(اگه سال تحویل نصفه شب بود ،بهتر نبود؟)
تعطیلات کشدار آخر هفته که هنوز هم ادامه دارد ،منجر شد به یک اتاق تکانی ضربتی و پیدا شدن کلی اشیا ء گم شده از نواحی مختلف (یالای کمد، زیر تخت و پشت میز)عجب زباله ساز بزرگی بودم و خبر نداشتم .هیچی هم درس نخواندم و همچنان به فیلم دیدن ادامه میدهم .به دور از هر گونه وجدان درد !در این مورد فقط چوب استاد چاره ساز است و بس!
چوب استاد گُله / هر کی نخوره خُله
این ترم اصلا" نیازی به جَو گیر شدن ِ من نبود تا همه ی واحدها را اختصاصی انتخاب کنم ،چون چاره ای هم نبود و خودبخود همه اش شد اختصاصی !
یکی از هم کلاسی هام(آنا) رومانیایی هست و کلمات فارسی رو با لهجه ی با مزه ای ادا می کنه.مثلا"
بَقَلی پلو :باقالی پلو
بَقَلی قَتوق :باقالی قاتوق
نیجاد : نژاد
تنها کلمه ای رو که خیلی سلیس بیان می کنه "ماشاء الله " هست و خیلی هم مشتاقه که معنی و تلفظ صحیح هر کلمه و اصطلاحی رو دقیق یاد بگیره .به این ترتیب بنده نقش دیلماج رو به عهده دارم و شدیدا" فارسی رو پاس میدارم .امروز دیگه خیلی پرکار بودیم.رسیدیم به قسمت ضرب المثلها و اصطلاحات.خودم هم سهل انگاری کردم و تو صحبتهام یکی دو تا اصطلاح اضافه بکار بردم آنا هم طبق معمول گفت :
" من نَمیفهمم ! یانی چی دست خطی خرچنگ قورباغه " ؟؟
استاد زبان انگلیسی مان از آنجایی که خیلی شیطون تشریف دارن وقتی که نوبت ما میشه کلمات قلنبه سلمبه ای رو مثل "قسطنطنیه " یا "بلقیس" انتخاب می کنه و یا اصطلاحاتی که چندان متداول نیست.گاهی هم جمله هایی رو به ترکی آذری میگه که من متوجه نمیشم چی میگه .آنا هم بلافاصله و طبق معمول میگه" یانی چی ؟ "و وقتی من میگم ترکی نمیدونم شبیه علامت تعجب نگاهم میکنه !!! البته آنا به زبان فرانسه تسلط کامل داره و وقتی استاد حسابی بد جنس میشه و علاوه بر لهجه ی بریتیش غلیظ،زبان پَشتو و ترکی آذری ،فرانسه هم صحبت میکنه ،آنا حسابی خدمت اش میرسه و منهم دلم خنک میشه D :
جالبه انگار امروز ،روز ضرب المثلها هست!چند دقیقه پیش که ایمیلهامو چک کردم ،دیدم یه مجموعه ی کامل و جالب از ضرب المثلهای فارسی ، برایم رسیده .چند تاییش رو بصورت انتخابی اینجا می نویسم.شاید تکراری باشه ولی خوندنشون خالی از لطف نیست:
آ : آدم با كسي كه علي گفت، عمر نميگه !
الف: از شما عباسي، از ما رقاصي !
ب:با اين ريش ميخواهي بري تجريش ؟
پ : پاي خروستو ببند، بمرغ همسايه هيز نگو !
ج: جايي كه ميوه نيست چغندر ، سلطان مركباته !
ش: شترها را نعل ميكردند، كك هم پايش را بلند كرد !
ط: طاس اگر نيك نشيند همه كس نراد است !
ع:عاشق بي پول بايد شبدر بچيند!
غ:غوره نشده مويز گشتي نزد همه کس عزيز گشتي!
ف:فرزند بي ادب مثل انگشت ششمه، اگر ببري درد داره ، اگر هم نبري زشته !
ق:قاشق سازي كاري نداره، مشت ميزني توش گود ميشه، دمش را ميكشي دراز ميشه !
ک:كچل نشو كه همه كچلي بخت نداره !
گ:گفتند : خربزه ميخوري با هندوانه ؟ گفت : هر دودانه !
ل:لب بود که دندان آمد!
م: مار هر کجا کج رفت، توي لانه خودش راست مي رود!
ن: نان را به اشتهاي مردم نمي شود خورد!
و: وقتي که با گرگ شام مي خوري سگت را هم پهلويت نگه دار!
ه: هم مي ترسم هم مي ترسونم!
ی:يه مريد خر بهتر از يه ده شيش دانگ !
************
پی نوشت یک :اگر به ضرب المثلها و اصطلاحات انگلیسی هم علاقه مند هستید ،کتابهای " American English Idioms " و " American English Proverbs " رو بخونید .کم حجم هستن و قیمتشون هم مناسبه .

************
پی نوشت دو :از همه ی دوستانی که در پست قبلی اظهار لطف کرده بودند،ممنونم .
بد دردی است میگرن !هر وقت هم دل اش بخواهد می آید .
اول و وسط و آخر ماه هم نمی داند .عشقی کار می کند .اما شبها را ترجیح میدهد!
ابتدا در طول روز چندین بار قلقلک ات می دهد .وقتی که توی گوش ات چند بار صدایی مثل سوت قطار یا وز وز را می شنوی،یعنی آمدن اش نزدیک است و زمانی که ضربان های شدید نبض ات را فقط در یک نیمکره ی سر ات (معمولا" سمت راست ) حس می کنی یعنی ...
طاقت نور را نداری .تاریکی مطلق !همینطور که داری با درد دست و پنجه نرم می کنی ، کارهایی را که فردا باید انجام بدهی مرور می کنی و حساب می کنی که تا صبح چند ساعت می توانی بخوابی ،آرام آرام خواب ات می برد .روی پهلوی چپ ،هلالی شکل ،مثل جنین در بطن مادر .
صبح با کمی کلافگی و گرفتگی عضلات سر و گردن بیدار میشوی.چهره ات را در آینه می بینی،لبخند می زنی به خود ات.دو حلقه ی کم رنگ کبودی دور چشمان ات و ریمل شب قبل که فرو ریخته و فرصت نکرده بودی پاک اش کنی و مو های پریشانی که یادت نمی آید کی بافتشان را باز کرده ای !در تمام طول روز نسبتا" اسلو موشن هستی ولی در عوض چشمان ات مثل دو تا تیله تا خود شب برق می زند !
***********
هم اینک حالم خوب است انقدری که لینک دانلود آهنگ "گنجشک لالا،سنجاب لالا " را که برای اغلب متولدین اوائل دهه ی شصت خاطره انگیز است ،پیدا کردم تا امشب را بدور از هر دردی و گنجشگ لالا وار بخوابم ! شب و روزتان خوش .