تبليغاتX
پرنــده ء گـــمشده - میگرن
دست نوشته های کم و بیش روزانه ام
 

بد دردی است میگرن !هر وقت هم دل اش بخواهد می آید .

اول و وسط و آخر ماه هم نمی داند .عشقی کار می کند .اما شبها را ترجیح میدهد!

ابتدا در طول روز چندین بار قلقلک ات می دهد .وقتی که توی گوش ات چند بار صدایی مثل سوت قطار یا  وز وز را می شنوی،یعنی آمدن اش نزدیک است و زمانی که ضربان های شدید  نبض ات را فقط در یک نیمکره ی سر ات (معمولا" سمت راست ) حس می کنی یعنی ...

طاقت نور را نداری .تاریکی مطلق !همینطور که داری با درد دست و پنجه نرم می کنی ، کارهایی را که فردا باید انجام بدهی مرور می کنی و حساب می کنی که تا صبح چند ساعت می توانی بخوابی ،آرام آرام خواب ات می برد .روی پهلوی چپ ،هلالی شکل ،مثل جنین در بطن مادر .

صبح با کمی کلافگی و  گرفتگی عضلات سر و گردن بیدار میشوی.چهره ات را در آینه می بینی،لبخند می زنی به خود ات.دو حلقه ی کم رنگ  کبودی دور چشمان ات و ریمل شب قبل که فرو ریخته و فرصت نکرده بودی پاک اش کنی و مو های پریشانی که یادت نمی آید کی بافتشان را باز کرده ای !در تمام طول روز نسبتا" اسلو موشن هستی ولی در عوض چشمان ات مثل دو تا تیله تا خود شب برق می زند !

***********

هم اینک حالم خوب است انقدری که لینک دانلود آهنگ "گنجشک لالا،سنجاب لالا " را که برای اغلب متولدین اوائل دهه ی شصت خاطره انگیز است ،پیدا کردم تا امشب را بدور از هر دردی و گنجشگ لالا وار بخوابم ! شب و روزتان خوش .

+ نوشته شده در  شنبه سوم اسفند 1387ساعت 23:23  توسط لاست ِبرد  |