تبليغاتX
پرنــده ء گـــمشده - آسمان و ريسمان
دست نوشته های کم و بیش روزانه ام
 

چقدر خوبه بعضي حرفها همينطور صاف و پوست كنده بدون آسمان و ريسمان بافتن گفته بشه.مقدمه چيني بي مورد، خودش اختلاف بوجود مياره و گاهي موضوع اصلي اون وسط گم ميشه، آخرش هم هيچي به هيچي!خلاصه نرويد در باقالي دوستان.البته بعضي چيزا هم مقدمه چيني مي خواد ها.جو گير نشيد يهو يه چيزي به يكي بگيد و يعدش ناسزا نثار روح اينجانب بشه...

بگذریم ...

دارم مطمئن ميشم كه ج-م-ه-و-ري اس-لا-مي با نوع حاص سختگيريهاش درباره پوشش و حجاب و اينا، چندان هم بد نيست.اصلا" جو جامعه ما ميطلبه همچين چيزي رو.يعني اگه به فرض محال هم، زماني برسه كه بگن آقا اصلا" حجاب بي حجاب، من در اولين فرصت از ايران ميرم به اولين كشوري كه بهم ويزا بده!چون اونروز ديگه هيچ امن*نيتي وجود نداره و اين ملتي كه من ميبينم، همديگه رو در ملع عام، خواهند دريد...امروز صبح پدر جان زحمت كشيدند و منو رسوندند. موقع خداحافظي گفتند كه مي خواي بيام دنبالت؟منهم در نهایت اطمينان گفتم كه نه.مسير برگشت راحته، شما بفرماييد و خيالتون راحت!در همين مسير برگشت بنده بهمين نتيجه بالايي كه براتون گفتم، رسيدم.

اصلا" ديگه مهم نيست كه شما به عنوان يك خانم، زشت باشی یا زيبا، بچه بغلت باشه يا نباشه، حلقه ازدواج دستت باشه يا نباشه، مانتو بپوشي يا چادر ،تنگ بپوشی یا گشاد، با آرايش باشي يا بي آرايش ،اخمهايت در هم باشه یا نيشت تا بناگوش باز باشه،تو عالم خودت باشي يا حتي چمیدونم، اصلا" به جاي لباس گوني هم كه بپوشي، ،هيچ فرقي نداره.ملت شريفمون(!) شرطي شدن كه براي هر موجود زندهء كه جنسيت  اش ماده و  ترجيحا" دو پا باشه، بوق و چراغ بزنن و به هر ترتيبي كه شده وجود نامباركشون رو به رخ بكشند!بالا و مركز و پايين شهر هم نداره!تنها فرقش اينه كه اون بالاها ماكسيما و پرادو و آزرا ست و هر چي بطرف مركز و پايين بري، به آردي و پرايد و غيره تقليل پيدا مي كنه.حالا با اين شرايط بر همون فرض محال كه گفتم فزض كنيد كه بگن خوب  اي ملت شريف، از فردا اگه دلتون خواست بي حجاب و با هر تيپي كه خواستين بياين بيرون.بنظر شما يكدگر را نمي درند آيا؟

چيه؟تكراری است اين حرفا؟دِ ُمدِه شده است؟چشم و گوشمان بايد عادت كند؟ایراد از چشم و گوشمان است؟حق مسلم شان است؟تفريح لازم دارند؟فقر فرهنگی دارند؟مخشان تعطیل است؟

و در كل چندش آور است

و در ادامه، اينست «قاط زدگی ارزشی»

و اين نيز بگذرد...

و خودمانیم، كلي برایتان آسمان و ریسمان بافتم!

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 0:33  توسط لاست ِبرد  |