|
دست نوشته های کم و بیش روزانه ام
|
با سماجت و ِوزِ ِوز ِ یک پشهء مادهء خونخوار ِ مزاحم زودتر از زنگ ساعت بیدار شدم ونمی دانم چرا بلا انقطاع و پشت سر هم، یک نیم مصرع در ذهنم تکرار شد. اما حافظه ام یاری نمی داد برای به یاد آوردن مصرع دوم!
حضرت حافظ شما بودی؟
نه!
سعدی جان شما نسرودی اش احتمالا"؟
نه!
جناب مولانا شما چی؟
نه!
و چنین شد که صبحِ سحر آمدم نت برای حل این معمای ذهنی نابهنگام و سرانجام بیت کامل اش را یافتم:
تا تو نگاه می کنی، کار من آه کردن است
ای به فدای چشم تو، این چه نگاه کردن است
***
تجربیات و توصیه ها:
۱.قبل از خواب، مطالعه، مخصوصا" از نوع تاریخی نداشته باشید. پیش از خواب مطلبی خواندم در مورد استاد شهریار که از قضا در آستانه سالگرد در گذشت شان هستیم. البته مطمئن نیستم که بیت فوق هم سرودهء استاد شهریار باشد. اما غزلی دارند به نام «بهار عارفان» که بخشی از آن بسیار شبیه بیت بالاست. آیا این بیت هم ویرایش دیگری از همان غزل است یا خیر، نمی دانم!
۲ .به ادبیان و شعرای مملکتان احترام بگذارید و پیش از خواب و شیرجه زدن در تخت، مطمئن شوید که روی دیوان حافظ شیریجه نمی زنید. اگر هم این اتفاق افتاد، تنبلی نکنید! به جای اینکه ُسر اش بدهید بالای سرتان، مثل یک انسان فرهنگ دوست بروید بگذارید اش سر جایش در کتابخانه.
۳. بد نیست بجای استعمال عطر قبل از خواب، کمی پیف پاف استفاده کنید برای در امام ماندن از دست پشه ها!
۴. بر اساس تحقیقات انجام شده، فقط پشه های ماده وز وز می کنند و نیش می زنند. خون شما را می مکند تا همچنان توانایی تولید مثل داشته باشند.