تبليغاتX
پرنــده ء گـــمشده - از هر چمن گلی
دست نوشته های کم و بیش روزانه ام
رفتم برای خرید کتابهای درسی باقی مانده  که اینروزها حسابی نایاب شده . گریزی  هم زدم به بخش رمان و شعر.متن ذیل  بخشی است از مقدمه کتاب  " کنار می رود مه " نوشته آقای "ِعمران صلاحی" اشعارشان هم یه همین سادگی و روانی است . چون بواسطه یکی از دوستانم با آثارشان آشنا شدم  کتاب دیگرشان هم با نا م  " نا گاه یک نگاه "  را برای ایشان(دوستم) گرفتم .اگر وقتش را دارید و اهل کتاب خوانی هم هستید ، یکی از این دو اثر فوق را مد نظر داشته باشید.

----------------------------

آی نسیم سحری ! یه دل پاره دارم چن می خری ؟

از هر چمن گلی

کنار پیاده رو ایستاده بودیم ، دیدیم یک نفر دارد داد می زند :

کوپن خریداریم ،اعلام شده و اعلام نشده ،باطل شده و باطل نشده .

یاد خودمان افتادیم و این دفتر شعر .در این دفتر همه رقم شعر هست :

 چاپ شده و چاپ نشده . خوانده شده و خوانده نشده .

این دفتر ، از هر چمن گلی است و از هر شاخه بلبلی و از  هر رودخانه پلی و از هر تیمارستان ُخلی !

 ---------------------------

پ نون۱-۲-۳و۴ با هم : ۱)پس از سالها تذکر شنیدن از والدین محترمم ،بالاخره خودمو راضی کردم که  از تختخواب بجای میز تحریر استفاده نکنم و حالا مثل انسانهای متمدن پشت میز تحریرم کارهامو  انجام می دم ۲)این روزهای آخر هفته رو طبق روال ماهای گذشته با شنگول  می رم سفرهای یکروزه  جهت کسب علم و دانش .خدا بخیر بگذرونه ...۳)بزودی اینجا رو تغییر دکوراسیون می دم ۴)اینم عکس پروانه های خال خالی و خوشگلم که البته زنده شون دوست داشتنی تر هستند .

خوش بگذره ...

  

                                                

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 12:27  توسط لاست ِبرد  |