|
دست نوشته های کم و بیش روزانه ام
|
دقیقا" نیمی از روزم تو نوبت بانک به هدر رفت.با اینکه سیستم بانکداری نیمه نصفه هوشمند شده ،اما باز هم طبق یک سنت مرسوم مردم بدلیل معطلی،نداشتن اعصاب ،چکهای برگشتی و گرفتاریهای مالی و غیره ابتدا با رئیس شعبه و بعد با هم دیگه درگیر شدند!<<راهنمای مشتریان سیستم بانکداری اینترنتی >> رو گرفتم و خوندم هر چند شک دارم با سرعت افتضاح اینترنت جوابگو باشه .ولی مطمئنا" صبح تا ظهر رو به هدر نمی ده !
+
همیشه معنی متفاوت و ارزشمندی (به زعم خودم) از <<معامله با خدا >> و اصلا" درست و نادرست بودن بکار بردن چنین مفهومی در ذهنم بوده و هست که اگربخوام بگم خیلی طولانی میشه.هر شخصی هم نظر خاص خودش رو در این مورد داره .امشب وقتی از خبر 20:30 ،گزارش مراسم تودیع علی کردان و انتصاب وزیر جدید کشور و در ادامه اش سخن عجیب و غریب رئیس جمهور رو که گفت : "علی کردان با خدا معامله کرد ..." دیدم و شنیدم از این همه مظلوم نمایی تا چند دقیقه دوره سرم علامت تعجب می چرخید !!!!!! بی اختیار چهره های شکسته و لرزون بازنشسته هایی که صبح اومده بودند بانک تا مختصر حقوق بازنشستگی شون رو بگیرند ،تو ذهنم تداعی شد .جز متاسفم چی میشه گفت ؟!