|
دست نوشته های کم و بیش روزانه ام
|
" بیکاری چهارـ پنج سال وقت بذاری و خودتو خسته کنی و درس بخونی؟بجاش برو یکی از این دوره های آموزشی "گردشگری" یا " مدیریت آژانس های مسافرتی " میراث فرهنگی یا هما رو بگذرون و مدرک بگیر .بعدش یه چند ماهی کارآموزی می کنی و تو یکی از همین آژانسها مشغول بکار میشی "
برای چندمین باره که همچین اظهار نظری رو نسبت به مقوله ی تحصیل ـ اشتغال میشنوم اونهم از زبان افراد تحصیل کرده !مثل اینکه که به دانشجوی مهندسی عمران بگی :
"بجای اینکه چهار سال بری دانشگاه و درس بخونی فولاد و ریاضی و مقاومت مصالح و غیره رو پاس کنی و مغزت رو خسته کنی ، برو یکسالی زیر دست بساز بفروش و معمار و بنا کار کن بعد یه مدت هم حسابی پول در میاری،یه زانتیا میذاری زیر پات ! تازه ،آقا مهندس هم صدات میزنن"
مشابه اینجور اظهار فضل ها رو حتما" شما هم شنیدید.متاسفانه بدون اینکه ما متوجه باشیم به انگیزه هامون لطمه می زنه و کسالت نامحسوسی به بار میاره .بماند که من چه جواب و عکس العملی به این سبک اظهار نظرهای بیرحمانه نشون میدم(خودش یک پست مجزا میطلبه )و گاهی ترجیح میدم جوابی ندم اما شدیدا" علاقه مند ام که عقیده ی شما رو هم بدونم .
**************
پی نوشت ۱: به امید اینکه ذخیره ی خوش خلقی هامون تا آخر سال به پایان نرسه (:
**************
پی نوشت ۲:نامزدی !