سر خوشی یا ناسرخوشی !مسئله اینست ...
دوستی گرامی مدتی پیش در کمال صداقت در چت (!!!) به بنده گفتن که تا پیش از این و با خوندن دست نوشته ها فکر میکرده که من خیلی انسان سرخوش و بیخیالی تشریف دارم ! فلذا عنوان این پست را سرخوش نهادم !
***********
یک انسان سرخوش :
عکس خودش رو در حال لبخند زدن میذاره روو دسک تاپ تا هر وقت از جلوی کامپیوتر رد میشه چشمش بیفته به خودشو لبخند بزنه ! احتمالا" دچار خود شیفتگی شده !
یک انسان سرخوش :
وقتی مصاحبه ی رئیس دانشگاه رو که رفته شعار بده و از مردم غزه حمایت کنه از تلویریون دیده بود ،با حرص گفته بود که :<<جای شعار دادن با تقاضای من موافقت کن و کار دانشجو رو راه بنداز >>و در کمال نا امیدی (اما بیخیالی) امروز با دانشگاه تماس میگیره و بهش میگن که بله ... شورای آموزشی بالاخره با تقاضاتون برای مهمان شدن موافقت کرده !
یک انسان سرخوش:
دوباره تب کرده ولی از روو نمیره و پنجره رو باز گذاشته !
یک انسان سرخوش:
یه روزی می ترسید از اینکه زمانی برسه و دیگه عاشق نباشه ! حالا ...گاهی دلش میگیره ...اما سرخوشه دیگه !
یک انسان سرخوش:
اینروزا آهنگای جینگولکی زمزمه میکنه واسه خودش !
یک انسان سرخوش:
هر چی سعی میکنه سر کلاس زبان نخنده و مثل همیشه وقار و ژستش رو حفظ کنه نمیشه ! از بس که استادش آدم شادیه ! به وبلاگ استادشم سر زده ولی با همه ی سرخوشیش ،آدرس وبلا گش رو نذاشته اونجا .واسه همین الان داره راحت مینویسه !
یک انسان سرخوش:
انگار توو اتاقش بمب ترکیده !
یک انسان سرخوش:
ویلاگش و همه ی دوستای مجازیشو خیلی دوست داره ،حتی اونایی که دیگه بهش سر نمیزنن و آرووم میان و میرن !
یک انسان سرخوش:
کلاسش داره دیر میشه ولی نشسته و داره وبلاگ آپ میکنه !
یک انسان سرخوش:
کسی است که اگر کسی در چت به او بگوید سرخوش، یک غزل بلند بالای عجیب و غریب در این باره می گوید!
***********
پی نوشت :بند آخر ،بر اساس کامنت جناب <<کودک درون>> به متن فوق افزوده شد.