دستم را داغ می گذارم...
جهان چیزی شبیه موهای توست،
سیاه و سرکش و پیچیده.
خیال کن چه بی بختم من!
که به نسیمی حتی،
جهانم آشوب می شود...
تو
باز مانده ی آخرین نسل معشوقانِ جهانی
بدون بوس و کنار
بدون آغوش..
شاید حتی وجود نداشته باشی،
اما
بی اینهمه هنوز
دوستت دارم...
شبیه نوزادی که تمام دنیاش
گریه ایست بی دلیل،
برای تو
قرنهاست
گریه می کنم
بی دلیل...
دستم را داغ می گذارم
که نبینمت دیگر،
تو اما هرشب
داغم را تازه می کنی...
«کامران رسول زاده»
پینوشت: شعری که دوست اش می دارم زیاد!
بعد نوشت: دوستان اگر بین شما کسی هست که در مورد بازار بورس، خرید و فروش ارز و بازار فارکس اطلاعات جامعی داره، در صورت امکان به ماریای عزیز (وبلاگ دفترچه کوچک ذهنم) که مشغول آماده سازی پایان نامه ارشد اش هست، کمک کنه. متشکرم.


