من این نقاش جادو را نمی دانم نمی دانم
حکمت این وقایع سریع و تلخ و شیرین و خواسته و ناخواسته ای که طی دو سه هفته اخیر از سر گذراندم، چه بود، نمی دانم!
چه خیر و مصلحتی پشت اش نهفته بوده و هست را هم، نمی دانم!
پاداش کدام خوبی بود اینها؟! باز هم نمی دانم!
اما خوب می دانم که هر جا و در هر زمینه ای، زمانی که کم کم داشتم مایوس می شدم و حس می کردم دارم کم می آورم، به طرز معجزه آسایی جبران شد! باشد که بماند...
افتاده ام در سراشیبی دیگر، امتحانات هم رو به پایان است کم کم.
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم تیر ۱۳۹۰ ساعت 9:3 توسط لاست ِبرد
|