مگس ها


 دیدید این مگسای سمج بی حیا که هر چی هم *پیشتشون می کنی بازم میان میشینن روو سر و صورت آدم؟ حالا عطر و ادکلن هم زدی، ترگل ورگلی، اونوقت همش تو رو انتخاب می کنن و روو سرت فرود میان و مخل آسایش و آبرو می شن! بی تربیتا ! هر چی هم هوا گرم تر میشه، تعدادشون بیشتر می شه.

* پیشته: اصطلاحیه که برای فراری داد گربه ها استفاده می شه. اما برای سایر جک و جونور ها هم کاربرد داره.

***

بعد از امتحانات به وبلاگهاتون سر می زنم دوستان. زود ِ زود. (امیدوارم)



پیاز داغ


باید اعتراف کنم که امروز بعد از مدت ها فرصتی شد که دوباره بوی پیاز داغ و سیر و بادمجون سرخ کرده و نعناع داغ بگیرم. پنجره هم بستم، هود رو هم روشن نکردم. خیلی هم چسبید! 

صورت نشسته


صورتم رو نشستم! ته موندهء آرایش دیشب روو صورتمه هنوز!

خونه ساکته، پنجره بازه. فقط صدای گنچیشکا از بیرون میاد. با صدای اون بلبله که من اسمش رو گذاشتم «خنگول». روو بهش بدی میاد میشینه روو میز آشپزخونه! کتاب 500 صفحه ای بازاریابی جلو رووم بازه. بهم دهن کجی می کنه. بهش نیشخند میزنم! ِهه، فکر کردی. از تو سخت ترشو پاس کردم! می خونم، نت بر می دارم. میرم تو فکر. سلانه سلانه می رم آشپزخونه یه کیک کشمشی بر می دارم. دوباره، می خونم، نت بر می دارم، میرم تو فکر و باز هم سلانه سلانه می رم سراغ کیک کشمشی!



دستم درد نکنه !


تقریبا" یک ساعته نشستم و دارم گل واژه نثار خودم می کنم بخاطر شاهکارم! نمی دونم زمان انتخاب واحد هوش و حواسم کجا بوده که به تاریخ امتحانات دقت نکردم. حالا که اومدم کارت ورود به جلسه رو پرینت بگیرم و تاریخ ها رو دوباره چک کنم، می بینم تو یک روز دو تا امتحان دارم! دو تا درس در حد فاجعه!!! (آیکون گنچیشکا دارن دوره سرم می چرخن).

سیستم دانشگاه هم که نگو! ماه. اول ترم شهریه رو کامل اعلام می کنه و واریز می کنی، آخر ترم شهریه ها رو دوباره به روز می کنه! یعنی شما شهریه رو همون اول ترم تماما"واریز کردی، ولی آخر ترم میبینی واسه ات بدهی زدن! الان سه ترم متوالیه این جریان داره تکرار میشه. انگار که مثلن مسکنه یا لبنیانه یا گوشته که قیمت اش سیر صعودی پیدا می کنه.تورم و تحریم و اینا رو هم احتمالا" در نظر می گیرن دیگه !

کلن به به!


شما راحت باش

 

فک کن! ایستاده بودم جلو «ای تی ام» و داشتم شماره کارت وارد می کرد، یهو حس کردم یه نفر از پشت سرم دست برده زیر شالم و موهامو گرفته!!! چشمام گرد شد. قلبم ریخت!

 همچین خشمناک برگشتم ببینم کی همچین جسارتی مرتکب شده یهو مواجه شدم با یه خانم ۶۰- ۵۵ سالهء صورت مهربون ِ لبخند به لب. هیچی دیگه خلع سلاح شدم.  چی می گفتم به یه خانم محترم جا افتاده؟ لبخند زدم متقابلن. دوباره برگشتم سمت «ای تی ام» و ادامه کارم. ماشالا خانمه هم ول کن نبود که. ریلکس! موهام تو دستش بود و تاب می داد، نازش می کرد و می کشید. با شوهرش هم حرف می زد. یه ۵ دقیقه بیشتر کارم طول می کشید، همچین قشنگ شال رو از سرم در می آورد.

خلاصه کارتون جلو «ای تی ام» طول کشید و منتظر نوبت بودید، توو این فاصله بیکار نمونید. یه حرکتی انجام بدید!!!!

***

پینوشت: ممنونم خدایا ! حتی اگه سرانجام این قضیه اونطوری نشه که من دلم می خواد، باز هم راضی ام.