کارت سوخت نسوخت!

کارت سوخت، نسوخت! مفقود هم نشد! تو جایگاه سوخت هم جا نموند. بلکه شکست!

 به این ترتیب که دیشب برادر جانمان تصمیم می گیرن بجای اینکه منتظر آسانسور بمونن از راه پله استفاده کنن. چون عجله داشته، چراغ ها هم خاموش بوده، چهارپنج تا پله رو سقوط می کنه. کارت سوخت ماشین بنده هم که تو جیبش بوده  به دو قسمت نامساوی تقسیم می شه. البته فدای سرش. خدا رو هزار بار شکر که دست و پاهاش نشکست شب عیدی!

صبح هرچی سرچ کردم، دیدم نخیر، این سامانه الکترونیک خیرش نمی رسه. اول و آخر باید حضوری برم و حتما" هم خودم باید برم. خلاصه مراحلش (فیش بانکی، پلیس ۱۰+ و اصل و کپی مدارک)  تا ظهر طول کشید. حالا در خوش بینانه ترین حالت می تونم (فقط) امیدوار باشم تا قبل از شروع تعطیلات عید و سفر احتمالی، المثنی به دستم برسه. اون ۲۰ لیتر باقی مونده هم نمی دونم می مونه، می پره، چی می شه!

توهم بهار

آفتاب می زنه و منم مثل بنفشه ها توهم بهار می زنم! پتوی اضافی و بیشتر لباس های سنگین زمستونی رو جمع می کنم، درجه ی شوفاژو کم می کنم، سبک تر لباس می پوشم و بدون شال و چتر و تجهیزات می رم بیرون. اونوقت یهو هوا ابری میشه و تو یه چشم بهم زدن برف میاد اندازه لنگ دمپایی!

مشترک گرامی

 

از همراه اول اس ام اس اومده که مشترک گرامی که من باشم، بخاطر پرداخت خیلی خیلی بموقع صورت حسابم اونهم بصورت غیر حضوری، یه بسته جایزه که شامل ۵۰ پیامک فارسی تا آخر روز بیست و نهم برام فعال شده. خوب اولش یه کم ذوق زده شدم! بعدش یادم اومد که نه این گوشی و نه او یکی گوشی هیچ کدومشون اس ام اس فارسی تایپ نمی کنه که! فقط دریافت می کنه. اینم از جایزه دادنشون! خوب شاید مشترک گرامی دوست داشته باشه فقط فینگیلیش اس ام اس بفرسته یا امکاناتش رو نداشته باشه. چقدرم اینروزا اس ام اس خوب ارسال می شه واقعا"! یا اصلا" ارسال  نمی شه یا  نصفه شب یا ۲۴ ساعت بعدش یهو ده پونزده دلیوری با هم میاد که آدمو شرمنده طرف مقابل می کنه.