خونه تکونی ِ فصلی
ظهور و بروز انگیزه خیلی پدیده ها فصلی هستن و با گردش فصول مرتبطن. مثل میوه های فصلی، بیماری های فصلی، مهاجرت فصلی، مشاغل فصلی، بارش های فصلی، عاشقی فصلی، تنبلی فصلی، افسردگی فصلی و حتی خونه تکونی فصلی. منهم از اول تابستون به خودم قول داده بودم که همچین اساسی بیفتم به جون خونه و تمیزکاری. بهر حال امروز توفیق حاصل شد!!!
آری!
من کوزت!
من سیندرلا!
من حنا دختری در مزرعه!
از در و دیوارا و دبلیو سی و حمام بگیر حتی تا سنگهای قرنیز و کابینت و آیفون و کلید پریزها رو تمیز کردم و برق انداختم .خودم دارم حض اش رو می برم. اصلا" این صدایی هست که جاروبرقی داره آشغالا رو می خوره ها، لذت بخشه! انرژی زاست. هیچکدوم از ناخنهای نازنینم هم نشکسته. کلا"بدون هیچگونه جراحت و خسارتی ! هبچوقت دوست نداشتم یکی دیگه بیاد خونمون رو تمیز کنه. چون اولا" هیچکی اونجور که دلم می خواد تمیز نمی کنه، دوما" ممکنه بیاد اینجا و یه بلا و ملایی سرش بیاد، مثلا" از رو چهار پایه بیفته توو کوچه و خونش بیفته گردن ما، سوما" از نظر امنیتی دوست ندارم غریبه بیاد تو خونمون، چهارما" حس نوع و دوستی و انسان دوستی ام تحریک میشه. تنها بدیش این بود که دستکش سوراخ شد، منم بی خیال دستکش شدم. الان دارم خفه می شم از بوی سفید کننده و به فین فین افتادم.