جمعه ای دیگر
در آخرین جمعهء پیش از آغاز ماه رمضان، در حالیکه برای خودمان تعدادی برنامه های تفریحی ترتیب داده بودیم، اتومبیل مان در اقدامی ناگهانی و ضد حال گرایانه، پس از خروج از پارکینگ منزل، خاموش شد و دیگر روشن نشد و فقط تا کوچه افتخار همراهی داد. از ما اصرار و استارت(!) از ماشین انکار و مقاومت. در نهایت بجای اینکه خودمان برویم گردش، اتومبیل مان سوار کول یک دستگاه جرثقیل شده، و روانهء نمایندگی و خدمات پس از فروش گشت. ما هم ایستادیم و رفتن اش را نظاره نمودیم. در عوض برای اولین بار از نزدیک دیدیم که چطور ماشین را با سیم بوکسل و اینجور چیزها می گذارند روی جرثقیل. هیجان انگیز بود بسی! زنده باد تکنولوژی!