اخیرا" بصورت داوطلبانه دارم بخشی از کارهای کامپیوتری - اینترنتی پدر جان رو انجام میدم. خیلی از موارد و اصطلاحات اش هم نمی دونم یعنی چی و دائم سوال می کنم:

 این یعنی چی؟ اون یعنی چی؟ اینو چی بزنم؟  اصلی کدومه؟ فرعی چیه؟

پدرم صبوری به خرج میدن و برای اینکه من تشویق و دلگرم بشم، دائم  سر به سرم میذارن و "استاد" صدام میکنن. منهم که تابلو ذوق می کنم و می خندم. بعدا" معلوم میشه استاد(!) با این حواس پرت اش  چند تا  خرابکاری کرده و چقدر کار یاد گرفته. یه حسی به من می گه تا الان هم چند تایی دسته گل به آب دادم، بسیار، بسیار عـــــــــــــــــــــــــــالـــــــــــــــــــــی!

 ***

پینوشت: آخه چرا گودر انقدر بد جنسه و نمی ذاره خودسانسوری کنم؟ دیشب مطلب قبلی دقایقی بعد از ارسال، عدم نمایش خورد، ولی کامنتهای خصوصی و عمومی دوستان حاکی از اینه که لو رفتم. برای همین از وضعیت عدم انتشار خارج اش کردم.