فک کن! ایستاده بودم جلو «ای تی ام» و داشتم شماره کارت وارد می کرد، یهو حس کردم یه نفر از پشت سرم دست برده زیر شالم و موهامو گرفته!!! چشمام گرد شد. قلبم ریخت!

 همچین خشمناک برگشتم ببینم کی همچین جسارتی مرتکب شده یهو مواجه شدم با یه خانم ۶۰- ۵۵ سالهء صورت مهربون ِ لبخند به لب. هیچی دیگه خلع سلاح شدم.  چی می گفتم به یه خانم محترم جا افتاده؟ لبخند زدم متقابلن. دوباره برگشتم سمت «ای تی ام» و ادامه کارم. ماشالا خانمه هم ول کن نبود که. ریلکس! موهام تو دستش بود و تاب می داد، نازش می کرد و می کشید. با شوهرش هم حرف می زد. یه ۵ دقیقه بیشتر کارم طول می کشید، همچین قشنگ شال رو از سرم در می آورد.

خلاصه کارتون جلو «ای تی ام» طول کشید و منتظر نوبت بودید، توو این فاصله بیکار نمونید. یه حرکتی انجام بدید!!!!

***

پینوشت: ممنونم خدایا ! حتی اگه سرانجام این قضیه اونطوری نشه که من دلم می خواد، باز هم راضی ام.