صورتم رو نشستم! ته موندهء آرایش دیشب روو صورتمه هنوز!

خونه ساکته، پنجره بازه. فقط صدای گنچیشکا از بیرون میاد. با صدای اون بلبله که من اسمش رو گذاشتم «خنگول». روو بهش بدی میاد میشینه روو میز آشپزخونه! کتاب 500 صفحه ای بازاریابی جلو رووم بازه. بهم دهن کجی می کنه. بهش نیشخند میزنم! ِهه، فکر کردی. از تو سخت ترشو پاس کردم! می خونم، نت بر می دارم. میرم تو فکر. سلانه سلانه می رم آشپزخونه یه کیک کشمشی بر می دارم. دوباره، می خونم، نت بر می دارم، میرم تو فکر و باز هم سلانه سلانه می رم سراغ کیک کشمشی!